محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

691

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بدن است كه به جهت تكاثف ماده و تقابض و بر هم كشيدگى مجارى به سبب سردى و خشكى كه خارج نگردد مگر اجزاء رقيقه بول و دليل اين مايل بودن بول به كمودت . و شاهد اين ، نحافت بدن است . و يا انصراف مادّه است از مسالك مائيه كه مجارى بول است به جانب ديگر ؛ مانند آن كه در اسهالات مىباشد كه مائيت منصرف به جانب امعاست و با براز دفع مىگردد و متوجّه به جانب گُرده و مثانه نيست . و در امراض دماغيه و قلبيه و غيرها نيز بول رقيق مىباشد . و يا به جهت اندفاع رطوبات رقيقه است به مجارى بول و اختلاط با مائيت و اخراج آن‌ها با بول و اين قريب به كثرت شرب ماء است . و فرق ميان هر دو آن است كه : آن چه از كثرت شرب آب باشد در آن مطلق غلظت و قوامى نيست و آن چه از اندفاع رطوبات رقيقه باشد خالى از اندك غلظت و قوامى نيست . و ببايد دانست كه بول رقيق در امراض حارّه دلالت بر عدم نضج مادّه و عدم تصرّف طبيعت در غذا و اخلاط مىنمايد . و گاه دلالت بر ضعف ساير قوا مىنمايد به حدّى كه تصرّف در مائيت نتواند نمود و همچنان كه آب آشاميده شود ، بدون تصرّف مندفع گردد . و بول چنينى - يعنى متصف بدين صفت - در صبيان ، ردائت آن « 1 » زياده از شبّان است ؛ به جهت آن كه - چنان چه ذكر يافت - بول طبيعى ايشان غليظ است و چون در حميات حادّه بول صبيان در نهايت رقّت باشد ، ردائت آن زياده است . و چون مدّتى بر دوام بدان حالت باشد ، دليل هلاكت است ، مگر آن كه علامات صالحهء جيده ديگر و ثبات قوّه با آن ظاهر گردد ، كه در اين صورت دلالت مىنمايد بر حدوث خراج ؛ خصوص تحت ناحيهء كبد . و رقّت بول در بحران بلاتدريج ، منذر به نكس مرض است . و وجه طبيعى بودن غلظت بول صبيان ذكر يافت . و اما بول غليظ بولى است كه اجزاء آن نزد تموج و تحريك از هم دير جدا گردد عظيم

--> ( 1 ) . ب : ( آن ) حذف شده .